|
|
لجبازی می کنم مثل کودکی که آبنباتش را میخواهد یا عروسکش را گرفته اند اما وقتی نگاه می کنم کودک نیستم ولی |
اختران سوختند روح اب مرد شب برهنه یقین را گم کرد یک نفر تنها شد غمش را با فصلی در میان گذاشت پاییز شد |
آآهسته ناله کن تا با خبر نشوند
|
اتفاقا روزهایی هم هوایش ابری میشود بغض میکند |
|
با که باید حرف زد با که باید حرف زد ؟ به که باید حرف زد؟ هر پر ز سخن هیچکس خالی نیست هر نفر پر ز کلام |
سالی که بزرگ می شود روی شیشه امروزم چیزهای تازه تری می بینم ستاره ها هی بزرگ تر می شوند |
مهربانی روی تقویم دلم ایستاده ام چند روزیست در حال شمرد نم مهربانی را میخواهم بشمارم |
میگویند گم میشود! نمیدانم شاید مسیرش را سخت کردم کوجه ها ریادند یا من نمیخواهم آدرس بدهم! |
حالا میدانم شاخه های رز و مریم باهم فرق دارند آری ! اگر بسیار یا کم گلها باهم فرق دارند لحظه ای شادم و لحظه ای مات و غمگین |
گل من گل من مونده پیشت خیلی مسیر دور بود از اینجا تا به کجا فکر می کنم که جی بود؟ دستی بهش نمی رسید از بس که راهش دور بود |
عرسک وار گریه کنم یا نکنم دم بزنم یا نزنم من دارم حرف میزنم؟ شوکه شدم نمیدانی ایا خواب می بینم حرف نزنم؟ زبانم لال چرا نم شود دلم چرا شاکی می شود |
|
رهگذر رفت در خیابانامروز بی تفاوت از کنارم سر در گریبان ساکت تر از راه |
گیسو پریشون بازم ببین تو شب یکی تنها نشسته تو خلوت خودش آهسته در اتاق و بسته گیسو پریشون با دلی آروم از روز خسته |
حرف این پسرا دیگر جه فرقی می کند حرف این پسرا ! آسمان قد پیاله باشه یا دریا ستاره را دیده باشد یا نه |
روز ... هم فرا میرسد تردید ندارم ... هم میرسد کفن پوشان را میبینم سفید سفید |
پدرم تورا به خط می کشم تورا به فکر می کشم شعری تا کجا ؟ رمزمه های اول |
حالا تو بار حرف بر دوش بازهم از گوشه قلمت می نوش من درون آن خطم بازهم شب خاموش |
باران باران می بارد امشب دلیل اشک نیست باران می بارد امشب دلم آفتابی است از شب |
|
ساعتم خواب رفت ؟ این بار ساعتم خواب می رفت دست وپایش خسته بود بی پا می رفت |
قصه زندگی ببین لحظه ها را نگه دار بگو آسمون آبی تر بشه قلم را بر دار بگو |
آهنگ امشب با کاهش شب عمق باورم تر شد پنداری که آسمان سربی امشب |
تولد دقیقه ها دلتنگ ثانیه های لبریز صدای پای خش خش دختر برگ و پاییز |
هوای طوفانی هوا طوفانی ست هر کس میخواست پناهی یابد شیوه ها فرق می کرد |
دلتنگ گریه این گریه اگر بگذارد با تن کاغذ خسته این بار سخن دارم |
هجا یک هجای خسته پیش وازه هام نشسته توی لحظه های بسته |
|
زمان را چه شد! باید که سختی آزار دهنده شده با شد تا عصبا نیت تو بحث پدر شده باشد |
بگذار گریه کنم بگذار گریه کنم نه برای تو که عسق وعقل در تو آشتی کرده اند |
اجازه هست همه را آبي كنم؟ امروز چقدر آبی بودم؟ آرام بودم مهربان بودم |
اتاق خالی در اتاق خالی شاعت هم می خوابد کاغذ از تیزی قلم روی تنش می نالد |
سوال یک سوال بی جواب یک سحر با چشم خواب چه کسی گفت بخواب |
نخواب نخواب ای مهربون که باز حرف دارم امشب همون بهتر که چشمات وا بمونه |
سفید و سیاه می خوام غزل پاره کنم بازم یک حرفی بزنم دلم را ارومش کنم |
|
قفس تو خم کوچه های یک شهر در لا به لای ازدحام یک شرم... توی یک اتاق تاریک وسط میله های تنگ |
افسانه بی نقاب چهره های پشت و رو لحظه های بی رنگ و رو گلدا نهای ساقه دار حرفهای بی ریشه دار |
ستاره آسمون ستاره نگاهی بنداز نگو دریا قشنگه غم و از چشام بینداز نگو اشکم قشنگه |
هوای بی هوا دیدی هوا بارونی شد حرفم به صبحم نرسید لکنت اون صدا با خنده ای ارزونی شد |
زندگی ! زندگی را دوست دارم با تمام بدیهاش مردم را دوست دارم با تموم نا مردمیهاش |
کلمه چشمهایم را بستم به دنبا لش گشتم چقدر دیر بود اما به نیمکتها نزدیک تر |
ببین ناله می کند این بار کسی ایا تو هم می آیی ! ببین شب مسموم |
|
خواب پدر بزرگ صدای آهنگ می اید یکی دارد کمانچه می زند مهتاب امشب در می زند سراغ ستاره بی اجازه می رود |
غم نا گفته امشب یکی برایم می خواند امشب یکی از دل می خواند امشب او از وقتهایش خواند امشب او از درونش خواند |
کی می گه کی می گه دخترا مثل موشند کی می گه دخترا باد کنک ند کی می گه من باید زود ببارم کی می گه زود باید اشک بیارم |
دلتنگ امشب آمدم سراغ تو سری به کلبه ات بزنم دیدم هوا باز ابریه کلبه ات بازم بارونیه رفتم دم اون یکی دوست گفتم دلش حتما آبیه |
می خواهم آنچه می خواهم بخواهم می خواهم روز را برای خود داشته باشم شب را پر ستاره خواب را آرام ماه را زیبا داشته با شم |
آرزویت را بگو لم می دهم بروی تنبلی این دقیقه های مانده صندلی را عقب می کشم گلدان را پر از داوودی می کنم ایینه را جلا می دهم |
حمله قلبی ! حمله قلبی اعلام شد ! فرصت رویش گل داده شد وقت گل دادن نسترن همزمان دست دادن با پدر |
|
رفتن اشکم امشب توی چشمم پرزده...خشکیده بغضم دیگه توی گلوم حلقه زده...ماسیده |
تا فردا سردترین دقیقه ی دیروز روی شانه ی من قد می کشید باید گرم شوم دقیقه را ول کن |
از هفته بیرون برو مگر من چوب هستم شاید به این جرم زبانم راموریانه خورده است |
تب امشب تب کردم درخت را سبز می بینم سبز که دروغ نمی گوید ! دلتنگ اگر شدم |
غم به سوی شعر نمی روم به سوی دل نمی روم به سوی اشک نمی روم |
عزاداران حسینی حسیتیا حسینیا دارند میاند زنجیر زنا عزادارا دارند میاند پر چم دارا جلو میان علمدارا باهم میان |
من نمی شکنم من نمی شکنم نه به صدا نه به سکوت صدایی که نشناسم با سکوتی در روز |
|
وزق بزن... نمی دا نم چه قدر اضطراب پشت پلک هایم یخ زده اصلا بگذار اعتراف کنم که می تر سم |
آرام باش آرامش... خسته ای می دا نم همه ارامش دنیا تقدیمت باد |
دریا شدم ! اندکی شبیه دریا شده ام همین دریای کوچک دهانم طعم آبی گرفت |
بخواب امشب یکی از عاشقی داد مکشید یکی دیگه از مستی عربده کشید |
گل مصنوعی یکی داره گل میسازه یک گل مصنوعی سازه می خواد که به تو فقدیمش کنه |
سو ء تفاهم چه کسی در دفتر شعرم آب ریخت دفترم از جه رو آب شد |
یکی بخر ! امروز چه روز عجیبی بود یک نفر دعا در دست یک نفر گل می فروخت |
|
زندگی گاری سیب فروش سر میدان افتاد مرد از جاذبه در بهت خیابان افتاد |
گم کرده ام گم کرده ام آه ای هزار و یک درد خورشید را قصه ی دیو و پری هات |
گل پری ماه اگر در شبکلاه زری زیباتر است ماه منم در روسری یا بی آن هم زیباترم |
دنیا نمیشه اینجا گل بی خار بگیرم میخواهم از دنیا پروانه بگیرم |
پس چرا نمی روند؟ بی شرم بی خبر از رد خنین صفت ز مسلک زالو نمی رود |
غم شبی دیوانه ای خود را به می زد خطاب بر آیینه فریاد می زد |
سکوت زیباست آنسوی شب من در خلوت آرام سکوت میکنم تقسیم می کنم شکوت را با سکوت... |

















